حسين مدرسى طباطبائى
270
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
ابراهيم متولى قديمى با همهء ملزومات آن . در متن فرمان اشاره شده كه در آن اوقات كسى به عنوان نظارت در امور آستانه دخالت كرده و حكمى نيز از او ستانده بود . حكم و الا شد آنكه چون از ايام قديم امر توليت آستانهء متبركهء منورهء امامزادهء واجب التعظيم و التكريم شاهزاده حسين عليه و على آبائه الف التحية و الثنا متعلق به آبا و اجداد عالى جناب مقدس القاب مير ابراهيم متولى بوده و احدى ديگر به علت توليت و نظارت و رتق و فتق ساير جهات در آستانهء متبركه دخيل نبوده است و در اين اوقات بعضى از اجانب كه اصلا و قطعا هرگز دخلى در امر توليت و نظارت و ساير امورات آستانهء منوره نكرده و نداشتهاند آمده به ادعاى نظارت خود را در امورات آنجا دخيل و رقمى نيز مشتبها از سركار و الا صادر نموده بودند به اين علت اغتشاش كلى در امر آستانه راه يافته بود . بناء عليه حكم رفيع منيع و الا به عز نفاذ مقرون مىگردد و مقرر مىشود كه عالى جناب سيادت و نجابت مآب ميرزا ابراهيم متولى قديمى آستانهء منوره خود را كماكان متولى بالانفراد آنجا دانسته ، در رتق و فتق مهمات آنجا لوازم جد و جهد به عمل آورده ، احدى را سواى خود دخيل در امر آستانهء منوره نداند و آنچه از ملزومات آستانه است از قبيل تعيين نمودن و « 1 » قارى كلام اللّه و ساير خدام و عزل و نصب آنها و تعميرات جزئى بقعهء منوره و مفروش نمودن روضهء مطهره و افروختن شمع و چراغ در ليالى و جاروبكشى آستانه همگى را موافق ضابطه و قاعده به رونق انداخته ، دقيقهاى خود را از امور بقعهء منوره معاف ندارد و دخل و تصرف به احدى از اجانب نداده ، همگى ملزومات آنجا را بر وفق قاعدهء متولىگرى منسق و مضبوط نمايد و روشنايى و نذورات و مداخل موقوفات آنجا را به طريقى
--> ( 1 ) . و او در اصل هست و زايد است .